|
خطبه: خداوند برای شما خواهد جنگید
«حمایت الهی». متنی که از من خواسته شد در مورد آن موعظه کنم، خروج ۱۴:۱۴ بود. منظور از «خداوند برای شما خواهد جنگید» در رابطه با موارد زیر چیست: بنیاسرائیل و خروج عهد جدید و پادشاهی خدا نبرد استیفان. عشق حکم میکند در رابطه با بنیاسرائیل و خروج بنیاسرائیل پس از آنکه بیش از ۴۰۰ سال چیزی جز بردگی نمیدانستند، مصر را ترک کردند. خدا مدتها پیش از طریق ابراهیم (پیدایش ۱۲:۲) قومی را برای خود برگزیده بود. خدا از این ملت نه تنها برای جلال نام خود، بلکه برای برکت (پیدایش ۱۲:۳) و نجات (یوحنا ۴:۲۲) ملتهای جهان استفاده میکرد. اما در حال حاضر، این بردگان فراری و سختکوش که در جنگ شکست نخوردهاند، به آرامی راه خود را از مصر باز میکنند. کودکان، سالمندان، زنان و مردان در لبه دریای سرخ جمع شده بودند در حالی که ارتشهای وحشی قدرتمندترین ملت آن زمان از جناح آنها پیشروی میکردند. در این مرحله بود که موسی با مردم صحبت کرد و گفت: [خروج ۱۴:۱۴] [۱۴] خداوند برای شما خواهد جنگید و شما ساکت باشید. در واقع، خداوند به شکل ۱۰ بلای سهمگین برای آنها میجنگید که آخرین آنها کشتن تمام نخستزادگان مصریان بود. در این مرحله، مصریان احتمالاً احساس میکردند که چیزی برای از دست دادن ندارند. احتمالاً هدف آنها نابودی کامل یا جزئی مردم بود (خروج ۱۵:۹). آیه ۱۷ به ما دیدگاهی از یهوه، خدای پیمانبند، میدهد. [خروج ۱۴:۱۷-۱۸] [۱۷] و من، اینک، دل مصریان را سخت خواهم کرد و آنها آنها را دنبال خواهند کرد. و من بر فرعون و تمام لشکرش، بر ارابههایش و بر سوارانش افتخار کسب خواهم کرد. [۱۸] و مصریان خواهند دانست که من خداوند هستم، هنگامی که بر فرعون، بر ارابههایش و بر سوارانش افتخار کسب کرده باشم. نبرد فقط به نظر میرسید که بین بنیاسرائیل و مصریان باشد. خدا اجازه داد که اسرائیل به بردگی برود، و او بود که آنها را با دست قوی بیرون میبرد. بله، خدا میخواست مصر بداند که او یهوه است، اما او همچنین میخواست که اسرائیل قدرت او را بداند و به یاد آورد، مبادا خسته شوند یا مغرور شوند. به سرود نجات توجه کنید: [خروج ۱۵: ۱-۳، ۱۳، ۱۷ KJV] [1] سپس موسی و بنیاسرائیل این سرود را برای خداوند سرودند و گفتند: «من برای خداوند سرود میخوانم، زیرا او با شکوه پیروز شده است. اسب و سوارش را به دریا انداخته است.» [2] خداوند قدرت و سرود من است و او نجات من شده است. او خدای من است و من برای او مسکنی آماده خواهم کرد. خدای پدرم است و من او را متعال خواهم ساخت. [3] خداوند مرد جنگی است: خداوند نام اوست. ... [13] تو به رحمت خود قومی را که نجات دادهای، هدایت کردی. تو به قدرت خود آنها را به مسکن مقدس خود هدایت کردی. ... [17] آنها را بیاور و در کوه میراث خود، [در] مکانی که ای خداوند، [آن را] برای سکونت خود ساختهای، [در] پناهگاهی که ای خداوند، [آن را] دستان تو بنا نهاده است، بکار. خداوند این پیروزی را طوری طراحی کرد که او مورد احترام قرار گیرد و مردم یاد بگیرند که به او اعتماد کنند و بدانند که اگرچه او دیده نمیشود (برخلاف بتهای ملتهای اطراف)، و اگرچه او اسرائیل را بیشتر آزمایش میکند، اما اعتماد به خداوند همیشه بهترین نتایج را به همراه خواهد داشت. متاسفانه مراحل اولیه خروج برای نرم کردن قلب مردم کافی نبود تا به این باور ادامه دهند که خدا میتواند و تمام نیازهای آنها را برآورده میکند. خداوند آنها را تنبیه کرد، در حالی که همزمان با سرگردان کردن آنها به مدت 40 سال، به آنها آموزش میداد. در این مدت او کارهای زیر را انجام داد. خداوند آنها را با منّ تغذیه کرد. پاها متورم نشدند. لباسها کهنه نشدند آنها را در بیابان سخت با خدمتکاران آتشین و عقربها هدایت کرد آب نبود، با این حال او از صخرهای به آنها آب داد خدا عهد مشروط آنها را با خود به یادشان میآورد، در حالی که آماده عبور به سرزمین موعود میشوند (دومین تلاش). [تثنیه ۸: ۱-۲۰ KJV] [1] تمام احکامی را که امروز به شما امر میکنم، باید رعایت کنید تا زنده بمانید و تکثیر شوید و به سرزمینی که خداوند برای پدرانتان قسم خورده بود، وارد شوید و آن را تصرف کنید. [2] و تمام مسیری را که خداوند، خدایتان، شما را در این چهل سال در بیابان هدایت کرد، به یاد خواهید آورد تا شما را فروتن کند، [و] شما را بیازماید، تا بداند در قلب شما چیست، آیا احکام او را نگه میدارید یا نه. [3] و او شما را فروتن کرد و شما را گرسنه گذاشت و شما را با مَنّا تغذیه کرد، که شما نمیدانستید، و نه پدرانتان میدانستند. تا تو را آگاه سازد که انسان تنها به نان زنده نیست، بلکه به هر [کلامی] که از دهان خداوند صادر شود، انسان زنده است. [4] در این چهل سال، جامه تو کهنه نشد و پایت ورم نکرد. [5] همچنین در دل خود بیندیش که چنانکه مردی پسر خود را تأدیب میکند، خداوند، خدای تو، تو را تأدیب میکند. [6] پس اوامر خداوند، خدای خود را نگاه دار، در راههای او سلوک کن و از او بترس. |